شيخ ذبيح الله محلاتى
333
رياحين الشريعة در ترجمه دانشمندان بانوان شيعه ( فارسي )
گرديد درحالىكه بنا بروايت ابن سعد روزه بود در آن هواى گرم عطش بر او مستولى شده بود به حدى كه بيم هلاك مىرفت . و بروايت ابن شهرآشوب بر جان خود بترسيد هلاك شود چشمها را برهم گذارده آنگاه به آسمان گشود و توجهى نمود كه اى خداوند مرا تشنه مىخواهى با اينكه خادمهء دختر پيغمبر تو هستم در اين هنگام دلوي از بهشت نازل گرديد و بروايت اصابه دلوى كه بريسمان سفيد بسته بود فرود شد ام ايمن آن را گرفته آشاميد . و بروايت عاشر بحار نقلا عن الخرائج قالت ام ايمن فتربت و لم احتج الى الطعام سبع سنين ) بعد فرمود ديگر تشنگي و گرسنگى نديدم و در هواي گرم روزه مىگرفتم ابدا آثار تشنگى بر من ظاهر نمىگرديد . و هذه كرامة ظاهرة تدل على علو مقامها عند اللّه تعالى تا اينكه در اول خلافت عثمان در سنه 24 هجرى روحش بشاخسار جنان پرواز كرد و بنا بر اينكه كنيز عبد اللّه يا آمنه بوده است عمر او كمتر از هشتاد و پنج نبوده است اللّه العالم ) ام ايمن اين مرتبهء رفيعه را نرسيد مگر بواسطه اتصال به اين خانوادهء عصمت و طهارت مجالست با پاكان و نيكان همين اثر را دارد چه خوش گفت شيخ سعدى گل خوشبوى در حمام روزى * رسيد از دست محبوبى بدستم به دو گفتم كه مشكى يا عبيرى * كه از بوى دلآويز تو مستم بگفتا من گل ناچيز بودم * و ليكن مدتى با گل نشستم كمال همنشين در من اثر كرد * و گرنه من همان خاكم كه هستم [ زندگينامه ] سوم از امهات مؤمنين ميمونه رضي الله عنها بنت الحارث بن الخزيمة الهلالية مادر او هند بنت عوف بن زهير بن حرب از قبيله حمير خواهر سلمى زوجهء حمزة بن عبد المطلب و لبابة زوجهء عباس بن عبد ا - لمطلب و اسماء زوجهء جعفر اين سه مخدره خواهر مادرى او بودند شوهر اول او ابي رهم بن عبد العزى و اكرنه خويطب بن عبد الغرى چون او وفات كرد رسول